پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:47 - شیوا مجدی
شنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۸۴ [ نزهت شهرکی ] هدف از آموزش مهارتهاي زندگي ارتقاِء سازگاري فرد ابتدا با خودش سپس با ديگران و محيطي است كه در آن زندگي مي كند. اين مهارتها به ما مي آموزدكه در طول زندگي به ويژه در موقعيت هاي پر خطر چگونه عاقلانه و صحيح رفتار كنيم . اهداف مهارتهاي زندگي بخشي از اهداف مهارتهاي زندگي عبارت است از: تقويت اعتماد به نفس تقويت روحيه ي مشاركت وهمكاري رشد و تقويت عواطف انساني ايجاد روحيه ي مقاومت در برابر تبليغات مسموم كمك به شناسايي وبيان احساسا ت تامين سلامتمهارتهاي ارتباطي ساختن يك شهروند متعادل ومقبول اجتماع تقويت روحيه ي همزيستي مسالمت آميز ارتقاء سازگاري فرد باخودش با ديگران و محيط زندگيش سازمان بهداشت جهاني اين مهارتها را با عناوين دهگانه زير مشخص نموده است كه هر يك ازاين مهارتها رمز برخورداري ودانستن تمرين و به كارگيري هر چه بيشتر در زندگي روزمره است. مهارتهاي همدلي مهارت ارتباط موثر مهارت روابط بين فردي مهارت مقابله با استرس مهارت مديريت بر هيجانها مهارت حل مسئله مهارت تصميم گيري مهارت تفكر خلاق مهارت تفكرنقادانه مهارت خود آگاهي مهارت خود آگاهي توانايي شناخت از نقاط ضعف و قوت خواسته ها نيازها رغبت ها و تصوير واقع بينانه از خود است تا حقوق فردي اجتماعي و مسئوليتهاي خود را بهتر بشناسيم با كسب اين مهارت به سئوال اساسي "من كيستم"پاسخ مي گوييم مهارت همدلي همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسائل ديگران را حتي زمانيكه در آن شرايطقرار ندارد درك كند و به انها احترام بگذارد . اين مهارت موجب مي شود تا به ديگران توجه كرده وآنها را دوست داشته باشيم وخود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم وباايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديك شويم مهارتي است كه موجب ميشود ضمن تقويت روحيه ي مشاركت اعتماد واقع بينانه و همكاري با ديگران بتوانيم مرزهاي روابط بين خود وكسانيكه دوستشان داريم را تشخيص داده ودرجهت ايجاد روابط صميمانه و دوستانه قدم برداريم هر چه زودتر به دوستيهاي نامناسب و نا سالم خود خاتمه دهيمپيش از آنكه مورد آسيب جدي قرار بگيريم. كسب اين مهارت به ما مي آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران راازاحساس ونيازهاي خوداگاه نماييم تاضمن به دست آوردن خواسته هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت نمايد مهارت مقابله با استرس در دنياي امروز همواره با تغييرات وسيع وپيچيده اي مواجهيم و هر تغييري با فشارهاي روحي ورواني (استرس)همراه است .ميزان استرس اگر بيشتر از حد و طولاني باشد بر زندگي و عملكرد ما تاثير منفي گذاشته و مشكلات جدي وزيادي را براي ما به وجود خواهد آورد.فراگيري اين مهارت به ما كمك مي كند تا استرسهاي مخالف و اثرات آن را شناخته و راههاي كاهش يا مديريت بر آنها را كسب نماييم اگر بتوانيم مديريت مطلوبي بر هيجانهاي خود مانند شادي غم خشم ترس ياس اضطراب و .....داشته باشيم روياها خاطرات و ادراكات ما جان مي گيرد.كسب اين مهارت به ما كمك مي كند تا ضمن شناسايي هيجانهاي خود و ديگران و تاثير آنها بر تفكر رفتارهايمان بتوانيم در مقابله با آنها واكنش مناسب را از خود بروز دهيم. ماهرروزبامسايل فراواني رو به رو هستيم كه برخي ساده و برخي پيچيده اند .مهرت حل مساله اين توانايي را به ما مي دهد كه با توجه به تجارب علمي و توانمنديهاي ذهني خود بتوانيم در جهت "حل مسئله" يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه ي مطلوب دست يابيم انسان در مسير زندگي همواره نيازمند تصميم گيريها ي مختلف است وموفقيت در زندگي در گرو تصميم گيري درست و بجاي اوست.مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع بينانه ء خود از بين راه حلهاي مختلف بهترين راه حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي آموزيم .مهارت تفكر خلاق قدرت كشف وتوليد انديشه ي جديد را براي ما فراهم مي آورد.مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي كند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم .تفكر خلاق "نوع ديگر ديدن " است در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه حل هاي نو وبديع تلقي مي شود كه تا كنون كسي به ان توجه نكرده است . تفكر نقادانه نوع ديگر از تفكر است .كسب اين مهارت به ما مي آموزد تا هرچيزي را به سادگي ودر بست قبول يا رد نكنيم ابتدا در مورد آن موضوع سئوال و استدلال كنيم سپس بپذيريم يا رد كنيم كسانيكه از تفكر نقادانه بر خوردارند فريب ديگران را نمي خورند و به راحتي جذب گروهها و افرادو مواد مخدر نمي شوند چرا كه همواره با سئوال كردن به عاقبت كار مي انديشند منبع:موسسه فرهنگي اشاره زندگي
انواع مهارتهاي زندگي
مهارتهاي خود اگاهي
مهارت روابط بين فردي
مهارت ارتباط موثر
مهارت مديريت بر هيجانها
مهارت حل مساله
مهارت تصميم گيري
مهارت تفكر خلاق
مهارت تفكرنقادانه
+ |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:44 - شیوا مجدی
به اميد روزي كه : (( هيچ همسايه اي به شيشه حرمت همسايه اي سنگ نزند ، و هيچ ترازويي خطا نكند به عمد، و هيچ حاكمي مردمان سر زمينش را نردبان خويش نسازد ، و هيچ قاضي اي وجدانش را در كيف رمز دار در پستو هاي دست نيافتني پنهان نكند ، و هيچ قلبي در حمايت شيطان به رذالت تن در ندهد وهيچ اعتمادي به خيانت نيانجامد وهيچ پايي برهنه به ميدان نيايد وهيچ دستي به هيچ رويي چنگ نيندازد وهيچ گونه اي در هرم بي پناهي و حيراني نسوزد و هيچ چشمي به دنبال گمشده اي خون نگريد وهيچ شانه اي باري فراتر از توانش بر نگيرد و هيچ گردني طعم تلخ طناب را نچشد وهيچ گلوله اي گلويي را تعقيب نكند وهيچ جنگي خواب آرام كودكان را نياشوبد و هيچ انساني براي پرنده اي قفس نسازد و هيچ رمزي بين انسان ها، خندق جدايي نشود )) زهرا حيدري – كارشناس مطالعات اجتماعي
+ |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:42 - شیوا مجدی
دخترم تاریخ را تکرار کرد
قصهء ساسانیان را باز گفت
تا به خاطر بسپرد آن قصه را
چون به پا یان آمد ، اغاز گفت
بر زبانش همچو طوطی می گذشت
آنچه با او گفته بود استاد او :
داستان اردشیر با بکان
قصهء نوشیروان و داد او
قصٌه یی از آن شکو ه و فرٌ و کام
کز فروغش چشم گردون خیره شد
زان جلال ایزدی کز جلوه اش
مهر و مه در چشم دشمن تیره شد
تا بدانجا کز گذشت روزگار
داستان خسروان از یاد رفت
تا بدانجا کز نهیب تند باد
خوشه های زر نشان بر باد رفت
اشک گرمی در دوچشمش حلقه بست
بر کلامش لرزهء اندوه ریخت
تا نبینم در کلامش یأس را ،
دیده اش از دیده من میگریخت
گفت :ـــ دیدی با زبان پاک ما
کینه توزیهای آن تازی چه کرد ؟
گفتمش : ــــفردوسیپاکیزه رای
دیدی اما در سخن سازی چه کرد ؟
گفت : ـــ دیدی پتک شوم روزگار
بارگاه تاجداران را شکست ؟
گفتم :ــــ اما اشک خاقانی چو لعل
تاج شد بر تارک ((ایوان )) نشست
گفت :ــ دیدی دست خصم تیره رای
جلوه را از نامهء تنسر گرفت ؟
گفتم : ـــــاما دفتر ما زیب و رنگ روزگار
از هزاران تنسر دیگر گرفت
گفت : از پرویز ،جز ء افسانه ای
نیست باقی زان طلایی بوستان
گفتمش : ــــ با سعدی شیرین سخن
رو به روی بو ستان با دوستان
گفت :از چنگ نکیسا نغمه یی
از چه رو دیگر نمی آید به گوش ؟
گفتمش با شعر حافظ نغمه ها
سر دهد در گوش پندارت سروش
گفت :ـــــ دیدی زیر تیغ دشمنان
رونق فرش بهارستان نماند ؟
گفتمش :ــــ اما زجامی یاد کن
کز سخن گل در بهارستان فشاند
گفت :ـــــ در بنیان استغنای ما
آتشی فرهنگ سوز انگیختند
گفتم :اما سالها بگذشت
دست در دامان ما آویختند
لفظ تازی گوهری گر عرضه کرد
زادگاه گوهرش دریای ماست
در جهان ،ماهی اگر تابنده شد
آفتابش بوعلی سینای ماست
زیستن در خون ما آمیزه بود
نیستی را روح ما هر گز ندید
ققنسی گر سوخت ، از خا کسترش
ققنسی پر شور تر آمد پدید
جسم ما کوه است ، کوهی استوار
کوه را اندیشه از کولاک نیست
روح ما در یاست در یایی عظیم
هیچ دریا را زتوفان باک نیست
آن همه سیلاب های خانه کن
سوی دریا آمد و آرام شد
هر که در سر پخت سودایی زنام
پیش ما نام آوران گم نام شد
+ |
تیتراژ پایانی سریال کمربندها را ببندیم
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:41 - شیوا مجدی
یه شب خواب چشمامو بی خبر برد
به دنیایی از اینجا ساده تر برد
به دنیای گل و نور و ترانه
میون لحظه های عاشقانه
تو تنها دلخوشی تنها امیدی
تو حرفی که نمی گفتم شنیدی
تو با من بودی و من بی تو افسوس
تو خورشیدی و من دنبال فانوس
تو رقص ماه و خورشید و ستاره
خودم رویاتو می دیدم دوباره
میون خواب و بیداری نشستم
هنوزم پیش چشمای تو هستم
+ |
در بيان شب يلدا و عيد قربان....
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:36 - شیوا مجدی
در بيان شب يلدا و عيد قربان.... "عشق ، تا گاو ِ نفس را نکشد ،قدم در شهر بدن ننهد.... نفس گاوست که در این شهر خرابی ها می کند.... آن گاو دو سر دارد : حرص و امل... هر گاوِ نفسی ، لایق این قربانِ عشق نیست... و هرکس را دل آن نباشد که این گاو ، قربان توان کردن.. و همه وقتی این توفیق به کسی روی نماید،... سال ها باید که تا یک سنگ اصل ز آفتاب لعل گردد( بدخشان یا عقیق) " ( از شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی) "در یلدای مهر ، به قربان کردن گاو نفس ، مهرتان افزون باد. " ( ایرانشهر- به نقل از دکتر احیایی)
+ |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:34 - شیوا مجدی
انسان هرگاه که خواسته است در زمین بهشت بسازد,جهنم ساخت.
........................
کارل پوپر
+ |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:33 - شیوا مجدی
سلسله نشست های تخصصی ... (۶)...قصه شهر "قصه شهر" آقـای دکتـر سیـد محسن حبیبـی (رئیــس پـردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران) منبع این مطلب: ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی دانشکده هنر و معماری واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی شماره مسلسل:۹ سال دوم شماره پنجم آبان ماه ۱۳۸۶ آقای دکتر حبیـبی در آغاز سخن به چگـونگی شکـلگیری داستـان شهر اشـاره نمودند: اصل هر داستــان و قصه با حادثـهای و یا واقعهای آغــاز میشود. این حادثـه خوب یا بد خاطـرهای را بـوجود میآورد و هـر قـدر ایـن خاطـره ذهـن را بیشتر درگیــر کند زمان معنـادارتر و طولانیتر جلـوه میکند. ایشـان به اشـاره بـه شــعر فیــلر: خیابــانها آواز میخواننـد، سنــگها سخــن میگویند، تـاریخ از خانــهها میتــراود و سـرودی عاشقــانه سر داده میشود اشـــاره نمـوه و افــزودند: شهر یــک راوی است که بـه مـا میگویـد از کجـا آغاز شـده و به کجــا محدود و داستـان چـهها و کـهها را بازگـو میکند، داستــان شهر، بخـشی از شهـر است در خیــال و ذهـن ما. در شهــرها مکـانها تبــدیل به واژه میشونــد تا هویـــت مکــانــی و زمانی شهر را تعریف کنند. شهرهای تاریخی مثل بم و تخت جمشید هر کدام قصه خود را تعریف میکنندو روحی را که در آنـها جریـان دارد بازگو میکنند. ایشان در ادامه به طرح موضوعاتی در شهر پرداختند از جمله:اسطوره ، انسان ، دال و مدلول ، عبور از دیوار ، دگردیسی ، ظرف و مظروف ، لحظه های زیست شده ، باز تولید خاطره ، فرهنگ ،پرسه زدن در شهر ،تبدیل مجاز و واقعیت و... . وی در ادامه گفت: قصه شهر از گذشته آغاز و به حال میرسد، با رجوع به خاطرات، گذشته به حال میآید و گذشته به روز میشود، زمان معنادار میگردد و بدین شکل شهر خود را برای ما تعریف میکند و در هر زمانی حوادثی جدید به آن اضافه میشود. به عبارتی بازتولید خاطره کار مهم شهر است به شهر زندگی میدهد و طی این فرایند شهر با شهروند و یا شهروند با شهر ارتباط غیر ارادی برقرار میکند. ایشان همچنین با اشاره به بحث دگردیسی شهر افزودند: دگردیسی از حالی به حالی دیگر رفتن است و از شکلی به شکل دیگر شدن. شهر خود را با جاودانگی پیوند زده و مرتب مدرنیزه و به روز میشود و بر جذابیتهای کهن خود میافزاید. آقای دکتر حبیبی با اشاره به این مطلب که شهرهای جدید ما قصهای برای گفتن ندارند زیرا هیچ حادثهای در آنها به وقوع نپیوسته است، به این نکته اشاره نمود که با سرمایهگذاری اجتماعی و فرهنگی نسلها در شهر، قصه شهر شروع میشود و تا زمانی که انسان وجود دارد ادامه مییاید.
+ |
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:32 - شیوا مجدی
برگرفته از وبلاگ معماری و منظر/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ ARCHITECTURE & LANDSCAPE آزاده شاهچراغی... امروز در ساعت ۱۹:۲۶:۴۳ تعداد بازدید از این وبلاگ به ده هزار بازدید رسید... می دانید که برای یک وبلاگ آمار خیلی زیادی نیست! اما برای یک وبلاگ در یک حوزه خاص با مخاطبان محدود و فقط با ۱۵ ماه فعالیت (والبته ۵ ماه فعالیت منظم! ) خیلی هم بد نیست... البته صادقانه بگویم که همیشه برایم کیفیت مهم تر بوده ( این مطلب رو حداقل دانشجویان -بخصوص هنگام تحویل پروژه هایشان - تایید می کنند!) ....حالا هم فکر می کنم اگر فقط ۱۰٪ از بازدید کنندگان( یعنی فقط هزار بازدید در این مدت) از این وبلاگ راضی بوده باشند یا یادداشتی برایشان مفید بوده باشد...واقعا برایم خوشحال کننده است... بگذریم...این چند هفته اخیر با خودم چند بار فکر کردم که چرا وبلاگ می نویسم؟ - اطلاع رسانی به دانشجویان و همکارانم. - دردسترس قرار دادن مقاله و مطالبی برای دانشجویان. - انتشار محتوی جلسات و سخنرانی هابا مضامین معماری شهرسازی منظر. -معرفی سایت ها تخصصی به دانشجویان در هر ترم. -بیان ایده ها و عقایدم در مورد موضوعات مرتبط با این وبلاگ. -گاهی استفاده ازاین تربیون کوچک برای بیان اعتراض هایم... درد و دل هایم ... درج نگرانی هایم... شایدهم گاهی ابراز شادمانی هایم (به خصوص در مورد موفقیت دوستانم) ... گاهی هم طرح سوال هایم ( که خیلی هایشان بی جواب مانده است!)....! - ...! - (فقط مواردی که گفتم به ذهنم خطور کردو واقعا نه بیشتر!) دلیل وبلاگ نوشتنم هرچه که بود... خوشحالم که در این دنیای مجازی دوستان واقعی (البته نادیده!) بسیاری پیدا کردم...و مطمئنا این ارزشمندترین دستاورد این وبلاگ برای من است... از تمامی این ۱۰۰۰۰ بازدیدکننده سپاسگزارم که قدم به این پنجره آبی گذاشتند...امیدوارم میزبان خوبی بوده باشم... یکی - دو ماهی دراین فضای مجازی نخواهم بود...برایم دعاکنید... باشد که بازگردم و بازهم از حضورتان مشعوف شوم! آزاده شاهچراغی...
+ |
((یادداشتی بریاداشت شاگرد تنبل های موفق))
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:27 - شیوا مجدی
((یادداشتی بریاداشت شاگرد تنبل های موفق))
اگردرست باشد که: (بتهوون موسیقی دان برجسته جهان،ولون رابه طرز نادرست می نواخت وبه جای اصلاح تکنیک خود ترجیح می داد که به آهنگ سازی بپردازد واستادش اورا یک نوازنده ناشی می نامید)
اگر درست باشد که :((والت دیسنیدر جوانی به کاردر روزنامه ای مشغول بود اما اورابه خاطر نداشتن فکر واندیشه درست اخراج کرده بودند ووالت دیسنی قبل ازساختن دیزنی لند چندین بارورشکست شده بود))
اگر درست باشد که :))آموزگاران توماس ادیسون،مخترع برق ،منعقد بودند ،اوبه قدریکودن است که قادربه یادگیری نیست .به همین دلیل در12سالگی ازمدرسه اخراج گردد.))
اگردرست باشد که)):اسحاق نیوتون درمدسه ابتدایی شاگرد بسیار ضعیفی بوده است))
اگردرست باشد که:((لئوتولستری ،نویسنده رمان مشهور ((جنگ ووصلح)) درامتحانات دانشگاه مردود شده واستادان ؛اورا ناتوان دریادگیری توصیف کرده بودند))
اگر درست باشد که:((وینستون چرچیل درکلاس ششم مردود شد وپس از بارها شکست ،زمانی به نخست وزیری انگلستان رسید که 62سال داشت))
اگر درست باشد که:((والدین انریکوکاروسو،خواننده مشهوراپرا ازاو می خواستند که مهندس شود واستاد آواز اعتقاد داشت ،او اصلا صدای خوبی ندارد وخواننده خوبی نمی شود))
اگر درست باشد که:((زمانی که پیترجی دانیل در کلاس چهارم درس می خواند،معلمش- خانم فیلیپس – مدامبه اومی گفت پیتر توبدترین شاگرد من هستی تویک سیب زمینی بی خاصیتی هستی که هرگزبه جایی نخواهی رسید ،می گویند پیتر تا سن 26 سالگس کاملا بی سواد ماند وبعد دوباره بهتحصیل ادامه داد. اوحالا مالک کل خیابانی است که زمانی در آنجا بود که آخرین کتاب خود به نام خانم ((فیلیپیس شما اشتباه می کردید را به چاپ رساند اگر درست باشد که:(( پدررودین مجسمه ساز معروف درمورد اوگفته بودمنبه جای یک پسر ،یک احمق دارم ،رودین بدترین شاگرد مدرسه شناخته شده بود وم
اگر درست باشد که:(( درسه هنرهای زیبا نیزسه بار ازثبت نام وی اجتناب کرده بود))
اگر درست باشد که:((آبراهام لینکلن اییس حمهور محبوب آمریکا سوادخواندن ونوشتن رابه تنهایی ازرویکتابها یاد گرفت چون خانوادهاش اورا به مدرسه نمی فرستادند وی پس ازبارها شکست بالاخره به کاخ سفید رفت))
اگر درست باشد که:((انیشتین دانشمند بزرگ فیزیک جهان تا4سالگی حرف نزد ودرهنگام ورود به دانشگاه جینر دانشگاه ازپذ یرفتن اوخوداری کردند ))
اگرموارد فوق درست باشد بایدبه همه نظام های آموزشهای رسمی درهمه جای دنیا شک کرد اگرموارد فوق درست باشدباید گفت مدرسه کاشف خلاقیت نیست بلکه کشنده ومهلک خلاقیت است. اگرموارد فوق درست باشدباید گفت مدرسه نبوغ را نمی شناسد وتن به اخراج نوابغ می دهد وگاه ای نوابغ ادیسون نمی شود ودر جهت منفی حرکت میکند . اگرموارد فوق درست باشد باید باید به خیلی چیزها شک کردو اگرموارد فوق درست باشد باید سخن ایوان ایلیچ را باور کرد اگر موارد فوق درست باشد به خیلی چیز ها باید شک کرد وبه خیلی چیزها باید ایمان آورد 0000
+ |
5 2ستاره مشهور اینترنت در سال 2007 از نگاه فوربس
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386- 21:24 - شیوا مجدی
5 2ستاره مشهور اینترنت در سال 2007 از نگاه فوربس
مشهور شدن در دنیای وب، دشوار است و البته گاهی به صورت غیرمنتظره به دست میآید. با نزدیک شدن به پایان سال 2007 و انتشار انواع «ترین»ها، فوربس مشاهیر دنیای اینترنت را در سال میلادی 2007 انتخاب و معرفی کرده است. نیمی از افرادی که در لیست 25 نفره قبلی بودند، در لیست سال 2007، حضور ندارند. وقتی لیست افراد انتخابشده را مرور میکردم، متوجه شدم، این انتخاب بسیار دقیق و فنی صورت گرفته است. خود فوربس توضیح داده که است که برای انتخاب این افراد معیارهای تعریفشده و دقیقی داشته است. نخست 200 فرد که به واسطه اینترنت مشهور شده بودند، انتخاب شدند. سپس با توجه به معیارهایی همچون page rank گوگل، ترافیک سایت یا وبلاگ با توجه به آمار الکسا، لینکهای داده شده با استناد به تکنوراتی، میزان حضور آنها در رادیو و تلویزیون و نشریات دیگر و همچنین داشتن ویدئوبلاگ و پادکست، از بین این 200 نفر، 25 نفر انتخاب شدند. اگر اهل وبگردی حرفهای باشید، تعداد زیادی از این 25 نفر را میشناسید یا دستکم نام سایتها و وبلاگهای آنها را شنیدهاید. اما نکته جالب برای من قیلطر بودن وبلاگها یا سایتهای 8 نفر از این ستارگان وب بود، که من هر چه تلاش کردم نتوانستم علتی برای این کار بیابم. بگذریم! میزان توجه رسانهها و نشریات به وبلاگستان و اینترنت اصلا قابل مقایسه با دنیای غرب نیست، بنابراین وبلاگستان ایرانی نتوانسته اشخاص را به اندازه وبلاگستان جهانی، متمایز و مشهور کند. به علاوه به خاطر ماهیت کاملا آماتور و غیرانتفاعی وبلاگنویسی در ایران، خود بلاگرها هم نمیتوانند انرژی زیادی برای این کار بگذارند. من کمتر دیدهام که روزنامه و یا مجلهای با آسودگی و با معیارهای درست به معرفی وبلاگ و یا یک چهره وبلاگی بپردازد و گفتگویی ترتیب دهد، در معدود مواردی که به این کار مبادرت شده، میتوان واهمه و محافظهکاری شاید به جای نویسندگان را کاملا احساس کرد. از رابطه صدا و سیما با وبلاگستان ننویسم که اصلا چنین چیزی وجود ندارد. آخرین باری که نام وبلاگ و یا یک اصطلاح وبلاگی از صدا و سیما به گوش شما خورد، کی بود؟! بعضی از مشهورشدههای اینترنتی در لیست فوربس، اشتهار خود را مدیون تلاش شبانهروزی و ذکاوت کمنظیر خود هستند، البته در مورد برخی هم شانس و اقبال نقش به مراتب مهمتری داشته است. 1- ماریو لوناندریا Mario Lavandeira: این وبلاگنویس 29 ساله با نام مستعار «پرز هیلتون» در وبلاگ perezhilton دات کام مینویسد. مشاهیر هالیوود از او واهمه دارند، چرا که با او شوخطبعی گاه بیادبانه خود و نوشتن شایعات ریز و درشت در مورد آنها، همه را دست میاندازد. 2- مایکل ارینگتون Michael Arrington: مایکل ارینگتون 37 ساله، برای آیتیدوستان ایرانی چهره کاملا شناخته شدهای است. این وبلاگنویس 37 ساله صاحب وبلاگ مشهور TechCrunch است. نوشتههای او به کرات از سوی رسانههای مختلف مورد استناد قرار میگیرد. او در وبلاگش در مورد سرویسهای نوپای اینترنتی مینویسد و آنها را معرفی میکند. ارینگتون بیشک یکی از ستارههای «سیلیکون ولی» است. 3- مارک فرونفلدر Mark Frauenfelder: مارک فرونفلدر 46 ساله، صاحب سایت جالب Boing Boing است. او این وبلاگ را در سال 1998 راه انداخت. هیچ کس تصور نمیکرد این وبلاگ که محتوای اصلیاش دادن لینک و نوشتن خلاصه اخبار جالب در زمینههای مختلف مانند سیاست، جامعه و فناوری است، اینقدر موفق شود. Boing Boing یکی از پرخوانندهترین وبلاگهای دنیاست و از نظر تعداد لینکهای داده شده به آن، جزو وبلاگهای برتر است. به علاوه فرونفلدر مدیر مسئول مجله MAKE است و امسال کتابی به عنوان Rule The Web منتشر کرده است. فرونفلدر از پادکست و ویدئوکست هم برای انتشار محتوا استفاده میکند. 4- ست گودین Seth Godin: ست گودین 47 ساله یک نویسنده و بلاگر است، او مؤلف کتابی در مورد معرفی راههای موفقیت تجاری است.گودین فهم خوبی از اینترنت دارد. مقالات و نظرات او پرخواننده هستند و هم در اینترنت و هم در نشریات کاغذی، از آنها نقل قول میشود. 5- کوری دکتروف Cory Doctorow: کوری دکتروف 36 ساله، یک فعال برجسته حقوق دیجیتال است. او یکی از ویراستاران سایت محبوب Boing Boing است. به علاوه او یک علمی-تخیلینویس هم است. داستان Overclocked او سال گذشته توجه بسیاری از افراد را برانگیخت. 6- مت دراج Matt Drudge: مت دراج 41 ساله، شاید یکی از نخستین افرادی بود که به کار روزنامهنگاری آنلاین پرداخت. او ویراستار سایت Drudge Report است، سایتی که در سال 1998 رابطه بیل کلینتون با کارآموز کاخ سفید-مونیکا لوینسکی- را افشا کرد. در سالهای پایانی دهه 90 این سایت با لینک دادن به اخبار مهم، قبل از اینکه نشریات سنتی متوجه آنها شوند، توجه زیادی به خود جلب کرد. 7- جینا تراپانی Gina Trapani: دیگر هر کسی را نشناسیم، جینا تراپانی را که باید بشناسیم! این خانم 32 ساله یکی از نویسندههای سایت محبوب Lifehacker است، سایتی که گرچه بر فناوری تمرکز بیشتری دارد ولی در آن انواع ترفندهای اداره بهتر زندگی را همانطور که از نام سایت هم برمیآید، می تواند خواند. 8- مارک زوکربرگ Mark Zuckerberg: این جوان باهوش 23 ساله، در سال 2004 هنگامی که در آکسفورد بود، به این فکر افتاد یک شبکه اجتماعی موفق ایجاد کند. تنها 4 سال بعد، شبکه اجتماعی او یعنی فیسبوک، 58 میلیون کاربر پیدا کرد و ارزش آن، 15 میلیارد دلار تخمین زده شده. 9- هری نولس Harry Knowles: هری نولس ، یک عاشق واقعی سینما است. بعد از تصادفی در سال 1994 که او را زمینگیر کرد، هری، این مرد 36 ساله درشتپیکر و مو قرمز، سایتی را برای انتشار اخبار و شایعات در مورد سینما و فیلمهای سینمایی راه انداخت. او همچنین کتابی منتشر کرده است و با راجر ایبرت -منتقد مشهور فیلم- هم همکاری کرده است و نقشهای فرعی در چند فیلم بازی کرده است. 10- رابرت اسکوبل Robert Scoble: رابرت اسکوبل 42 ساله، قبل از اینکه به واسطه وبلاگ و ویدئوبلاگش، Scobleizer و ScobleShow مشهور شود، یک مدیر بازاریابی بود، مایکروسافت او را برای وبلاگنویسی در مورد محصولات این شرکت، استخدام کرده بود. 11- فرانک ورن Frank Warren: در سال 2005 فکر بکری به ذهن فرانک ورن رسید، وبلاگ postsecret را در بلاگر باز کند، و در آن از مردم بخواهد که اسرار زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. او پیشنهاد کرد، خوانندگانش اسرار خود را در قالب یک کارت پستال برای او بفرستند. 12- ام مالک Om Malik: ام مالک 42 ساله، زاده کشور هند است، او قبل از اینکه به واسطه وبلاگ GigaOm مشهور شود، یک روزنامهنگار فناوری شناختهشده بود و در نشریاتی مثل Business 2.0، Red Herring و Wall Street Journal مینوشت. او همچنین یکی از مؤسسین فوربس هم است. 13- ویل لیچ Will Leitch: ویل لیچ 32 ساله یک وبلاگنویس ورزشی است. او مؤسس وبلاگ Deadspin است که بزرگترین وبلاگ مستقل در حوزه ورزش است. وبلاگ او روزانه به طور متوسط 280 هزار نفر بازدیدکننده دارد. 14- جف جارویس Jeff Jarvis: جف جاوریس، چهره شناخته شدهای در دنیای رسانهها بود، ولی پدیده اینترنت او را بسیار معورف تر کرد. این استادیار 53 ساله، او مدافع سرسخت روزنامهنگاری شهروندی است. او در وبلاگ buzzmachine دات کام مینویسد. 15- کوین رز Kevin Rose: کوین رز 30 ساله را هم بسیاری از دوستداران آیتی میشناسند، او پایهگذار سایت بسیار مشهور دیگ است، یک سایت لینکپراکنی جمعی که در آن رأی کاربران مهم بودن اخبار را تعیین میکند. در واقع کوین رز یکی از مظاهر وب 2.0 به شمار میرود. او کانال آنلاین Revision3 را هم دارد که در آن یک پادکست هفتگی با عنوان Diggnation اجرا میکند.
16- کتی سیهرا Kathy Sierra: این خانم 50 ساله، یک متخصص برنامهنویسی کامپیوتری است. در سال 2007، او پیامهای تصویریای دریافت کرد که او را به مرگ تهدید میکرد. در این پیامها از او خواسته شده بود در کنفرانس O'Reilly در سن دیهگو شرکت نکند. این موضوع بحثهای زیادی را در مورد نحوه رفتار مناسب با زنان در اینترنت برانگیخت. 17- دن لیونز Dan Lyons: دن لیونز 47 ساله، نویسنده فوربس، در آگوست سال 2006، یک وبلاگ سری با نام مستعار راه انداخت. او در این وبلاگ تظاهر میکرد که استیو جابز -رئیس شرکت اپل- است. یک سال تمام وبلاگ هزلی او علاقمندان زیادی به خود جلب کرد و بسیار محبوب شد. همه رسانهها مشتاق بودند بدانند که چه کسی پشت سر این وبلاگ جالب است. سرانجام در اکتبر سال 2007، نیویورک تایمز افشا کرد که نویسنده این وبلاگ آقای لیونز است. در اکتبر سال 2007 او کتابی با عنوان«زندگی سری استیو جابز» با نام مستعار «استیو جابز تقلبی» منتشر کرد. 18- مارکوس مولیتساس زونیگا Markos Moulitsas Zúniga: این وبلاگنویس 36 ساله خاری در چشم جناح جمهوریخواه آمریکا است. وبلاگ سیاسی -Daily Kos-، یکی از مشهورترین وبلاگهای سیاسی دنیاست. 19- ژنی جاردین Xeni Jardin: ژنی جاردین 35 ساله روزنامهنگاری است که در مورد فرهنگ فناوری مینویسد، او یکی از نویسندگان سایت Boing Boing است. وی در مجلاتی مانند Wired ، Popular Science و Playboy مینویسد. و در شبکههای CNN, ABC, NBC و PBS حضوری مستمر دارد. 20- رایان بلاک Ryan Block: رایان بلاک 25 ساله از نیمه سال 2004 به عنوان یک خبرنگار برای سایت Engadget کار میکرد، سایتی که اخبار دقیقی در مورد ابزار و وسایل الکترونیکی میدهد، ولی از سال 2007 ویراستار این سایت شد. از وقتی او ویراستار سایت شده، ترافیک و میزان توجه رسانهها به این سایت بیشتر شده است. در می 2007، او خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه گوشی آیفون اپل و سیستم عامل لئوپارد، با تأخیر وارد بازار خواهند شد. گرچه بعدا معلوم شد،این خبر درست نبوده است، ولی انتشار خبر کار خود را کرد و باعث سقوط سهام اپل و زیان 4 میلیون دلاری اپل شد! 21- گلن رینولدز Glenn Reynolds: گلن رینولدز 47 ساله استاد حقوق دانشگاه تنسی و متخصص حقوق فضا و فناوری است، ولی عمده شهرتش را از وبلاگ سیاسیاش instapundit دات کام، به دست آورده است. او با همسر روانشناسش یک پادکست هفتگی اجرا میکند. 22- پیت کاشمر Pete Cashmore: پیت کاشمر یکی از نویسندگان وبلاگ mashable است، وبلاگی که بر وب 2.0 تمرکز دارد و یکی از بهترین وبلاگهای فناوری وب است. 23- استیو روبل Steve Rubel: استیو روبل 38 ساله را هم بسیار یاز آیتی دوستان ایرانی میشناسند، او نویسنده وبلاگ معروف Micro Persuasion است. 24- هیتر آرمسترانگ Heather Armstrong: این مادر 32 ساله خانهدار، مقیم سالت لیک سیتی است. نخستین بار نام او در سال 2002 بر سر زبانها افتاد، هنگامی که به خاطر نوشتن در مورد کارش در وبلاگ شخصیاش از کار برکنار شد. اما حالا او یکی از پرخواننده ترین وبلاگهای دنیا یعنی Dooce.com را دارد. 25- درن رز Darren Rowse: درن رز 35 ساله، نویسنده مشهورترین وبلاگی که درباره وبلاگنویسی آموزش میدهد. او یک وبلاگنویس تماموقت است و در وبلاگ ProBlogger، مهارتهای نوشتن در رسانه وبلاگ را به صورت حرفهای مورد بررسی قرار میدهد.
جادی عزیز، یکی از داستانهای او را با عنوان «گوگلگای: روزی که گوگل بد شد»، ترجمه کرده است.
هیچ کس تصور نمیکرد، تعداد این کارت پستالها به 250 هزار عدد برسد. حتی فرانک ورن 43 ساله، 4 کتاب با استفاده از همین اسرار اشتراکی خوانندگانش منتشر کرده است.
+ |